قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4374
تاريخ الفي ( فارسى )
به ياسا رسانيد و بازگشت . و در اين سال ايسن بوقا « 1 » از الوس جغتاى پادشاه شد . و تفصيل اين مجمل آنكه چون كپك متمكّن شد ، كس پيش برادر بزرگ خود ، ايسن بوقا فرستاد كه او لشكر نكودر [ را ] حاكم بود كه « ملك را از دست دشمنان بيرون آوردم « 2 » و تخت را به جهت آقا مستخلص نمودم [ 402 ب ] . اكنون به مستقر سلطنت خود مىبايد آمد . » و ملك ايسن بوقا بسيار شادمان شد . از موضع سركار به جانب تختگاه روان شد . كپك با اركان دولت استقبال كرد و چون به هم رسيدند ، بر موضع و غار آب اروق چنگيز خان همهء كلاهها از سر برداشته ، كمرها در گردن انداختند و ايسن بوقا را بر تخت نشانيدند . و محافظت بلاد فرغانه و ماوراء النهر به كپك مرجوع گرديد . و هم در اين سال توقتاى ، حاكم الوس جوجى خان فوت شد ، به روز چهارشنبه چهارم ربيع الآخر به حدود سراى . و چون [ احوال ] او سال به سال معلوم نبود ، مجملى از ابتداى سلطنتش تا هنگام وفات ذكر مىشود . بعد از آنكه پسران منگو تيمور ، تودامنكو را به علت آنكه ديوانه است از پادشاهى الوس جوجى خان معزول كردند و [ با ] جولين « 3 » به مشاركت پادشاهى مىكردند . قاصد خان توقتاى كه در وى اثر مردانگى مىديدند ، او از ايشان بگريخت « 4 » و نزد بوقاى « 5 » كه از امراى معتبر الوس جوجى خان بود پيغام فرستاد كه « عمّزادگان قصد خون من دارند ، و تو آقايى ، النجا به تو آوردهام . اگر دست تطاول ايشان را از من كوتاه كنى تا جان دارم محكوم تو باشم . » بوقاى قبول اين سخن كرده [ از ] ولايت ارس كه خود فتح كرده بود و يورت و مقام ساخته ، كوچ كرد و به هر هزاره و اميرى كه مىرسيد ، ايشان را استمالت مىداد و مىگفت كه « گاه پيرى درآمد و ترك عناد و جدال و فتنه كردهام . با هيچ آفريده سر گفتار و انديشهء كار ندارم . من مىخواهم كه در ميانهء ايل و الوس هم نزاع نباشد . » و در آن نواحى كه هركس با ديگرى نزاع داشت ، نزد خود طلبيده صلح داد . هزارهها و لشكريان كه او را با صلح متفق يافتند ، همه تابع او شدند . چون نزديك اردوى پسران مذكور رسيد ، خود را بيمار ساخته ، چون پاره [ اى ] دوا مىآشاميد با قىّ از گلو فرو مىريخت و به طريق بيماران به سر مىبرد و در خفيه پيغام نزد توقتاى فرستاد كه « مىبايد مستعد بود كه چون خبر من به تو رسد با لشكرى كه دست دهد بيايى . » و زن منگو تيمور كه
--> ( 1 ) . ق : اسنبوقادرا . ( 2 ) . م : از دست دشمنان بگيرم . ( 3 ) . م ، ش : جولتين . ( 4 ) . متن مغشوش است . ( 5 ) . ق ، ش : بوقاى .